این نوشته ترجمه و ویرایشی است از مقاله John Williams در Entrepreneur.com

فرقی نمی کند، سازمانتان بزرگ باشد یا کوچک، خرده فروش باشید یا فروش تان به شکل B2B باشد، کسب و کارتان آنلاین باشد یا کلاسیک، در هر شکلی از فعالیت، برندینگ (Branding) از مهم ترین جنبه های کسب و کار شماست. داشتن یک استراتژی اثر بخش در برندینگ  در رقابتی ترین بازارها هم می تواند حاشیه ای امن برای شما ایجاد کند. اما ” برندینگ ” چه معنا و مفهومی دارد؟ برندینگ چگونه می تواند  کسب و کارهای کوچکی مانند استارتاپ ها را تحت تاثیر قرار بدهد.

به زبان ساده، برند (Brand) شما قولی است که به مشتریانتان می دهید؛ عهد و پیمانی است که با آنها می بندید. برند شما بهمشتریان نشان می دهد که می بایست چه چیزی را از محصول یا خدمات شما انتظار داشته باشند، و علاوه بر آن، برند شما همانچیزی است که شما و خدماتتان را از رقبای متمایز می کند. Brand درحقیت از هویت سازمان نشات می گیرد، از اینکه قرار است در آینده  چه کسی و چگونه سازمانی باشید.

اینکه شما چه کسی و چه سازمانی هستید تا حدود زیادی به نیازهای بازار هدفتان بستگی دارد. چرایی نیاز افراد بازار هدفتان به شما، بر فرایند شکل گیری آینده سازمان تاثیر غیرقابل انکاری می گذارد. سازمانی نوآور و ماجراجو هستید؟ یا سازمانی با تجربه و کسب و کاری مورد اعتماد دارید؟ محصولتان چطور محصولی است … کیفیت بالا در ازای هزینه بالا یا محصولی ارزشمند با قیمت پایین ارائه می دهید؟ نکته اینجاست که نباید سعی کنید در آن واحد همه اینها باشید. هیچ وقت نمی توانید همه چیز برای همه افراد باشید؛ بنابراین روی ایجاد و توسعه استرتژی های برندینگ در محدوده ای خاص تمرکز کنید.

اساس برند استارتاپ شما لوگوی شماست. وبسایت، نحوه بسته بندی، ظاهر محصول و راهکارهای تبلیغاتی تان ، همه و همه می بایست با لوگویی که استفاده می کنید همخوانی داشته و با برندتان (یعنی هویتی که می خواهید بسازید) مرتبط باشد.

استراتژی برندینگ

استراتژی برندینگ چیزی نیست به جز پاسخ شما به اینکه چگونه، برای چه چیز، چه وقت و با چه کسی قصد دارید ارتباط برقرار کنید و پیام تان را به آنها برسانید. جایی که تبلیغ می کنید بخشی از استراتژی های برندینگ شماست، کانال های توزیعتان بخشی از استرتژی برندینگ شماست و همچنین نحوه برقراری ارتباطات کلامی و دیداری شما با دیگران بخشی از استراتژی های برندینگ شما به حساب می آید.

برندسازی استراتژیک (Strategic Branding) منجر به ایجاد هویتی قدرتمند برای سازمان شما می شود به این معنا که یک برند معتبر ارزش افزوده به محصولات و خدمات سازمان را افزایش داده،  به شما این امکان را می دهد که به خاطر برندتان قیمت گذاری بالاتری نسبت به محصولات مشابه موجود در بازار داشته باشید. بهترین مثال برای این موضوع  کوکا کولا است. قیمت محصولات کوکاکولا عموما نسبت به دیگر نوشیدنی های گازدار بالاتر است و مشتریان هم با کمال میل حاضرند این اختلاف هزینه را پرداخت کنند. چرا؟ چون تصویر و هویتی که کوکاکولا در ذهن مشتریان ایجاد کرده بسیار قدرتمندتر از برند رقبا است.

اما این ارزش افزوده، از درک کیفیت محصول توسط مشتریان؛ و یا از درگیری های احساسی که مشتریان با محصول/خدمات سازمان داشته اند ناشی می شود. برای مثال کمپانی نایکی در انواع روش های تبلیغاتی خود، محصولاتش را به ورزشکاران و قهرمانان شناخته شده و محبوب گره می زند ، به این امید که علاقه مشتریان به یک ورزشکار را به علاقه به محصولات خود تبدیل کند. بنابراین، نایکی چیزی بیش از یک کفش خوب به مشتریانش ارائه می کند.

برند (Brand) خود را پیدا و تعریف کنید!

تعریف برند به یک کاوش درون سازمانی شبیه است. این خودیابی موضوعی زمان بر، دشوار و گاها آزار دهنده است؛ چرا که می تواند با تغییر پارامترهایی که به آنها عادت کرده و دوستشان دارید همراه باشد. برای پیدا کردن برندتان در کمترین حالت باید بتوانید به این سوالات پاسخ دهید:

        checked  سازمان شما چه ماموریتی را دنبال می کند؟

        checked مزایا و ویژگی های محصول / خدمات شما چیست؟

        checked در حال حاضر، مشتریان فعلی و مشتریان بالقوه درباره سازمان شما چه نظری دارند و چگونه فکر می کنند؟

        checked خصوصیات و صفاتی که می خواهید سازمان در خود داشته باشد کدام است؟

تحقیق کنید، از نیاز ها، عادات و خواسته های مشتریان و افرادی که در بازار هدفتان قرار دارند آگاه شوید. در مورد طرز فکر و نظر مشتریانتان گمانه زنی نکنید، طرز فکرشان را بفهمید و ازنظر واقعی شان را بدانید.

تعریف کردن برند و تعیین و توسعه استراتژی برندینگ می تواند امری بسیار پیچیده باشد، بنابراین اگر صاحب یک استارتاپ هستید می توانید از کمک متخصصین و یا خدمات سازمان هایی که در این خصوص مشاوره های رایگان  ارائه می دهند استفاده کنید.

پس از اینکه برندتان را تعریف کردید، باید در مورد اینکه چطور می خواهید پیامتان را به دیگران برسانید تصمیم گیری کنید. می توانید از نکات ساده و آزموده شده زیر استفاده کنید.

         checked لوگوی خاص خودتان را طراحی کنید. هر جا که می توانید (به ویژه در محصول) آن را به مخاطبان نشان دهید.

         checked پیامی که برندتان آن را نمایندگی می کند بنویسید. موارد کلیدی که می خواهید برندتان در خود داشته باشد چه چیزهایی هستند؟ همه افراد داخل سازمان باید از این پیام آگاه باشند.

        checked تمامیت و همبستگی را در برندتان ایجاد کنید. برندینگ تمام زوایا و جنبه های کسب و کار شما را در بر می گیرد – شکل پاسخ دادن تماس های تلفنی، نحوه لباس پوشیدن کارشناسان فروش، امضا الکترونیک ایمیل ها و هر چیز که فکرش را بکنید.

        checked “صدا و پیام” (Company`s Voice) سازمان خود را بسازید، این پیام می بایست منعکس کننده برند شما باشد. صدای خاص سازمان باید در تمام راه های ارتباطی با مشتریان (نوشتاری، دیداری، آنلاین، آفلاین و غیره) نمود پیدا کند. برند شما برندی دوستانه است؟ اگر اینطور است سعی کنید با مشتری ارتباطات دو طرفه برقرا کنید. می خواهید برندی جدی و گران قیمت بسازید؟ برخوردی رسمی داشته باشید.

        checked شعارتان را بسازید. یک بیانیه ساده، مختصر، به یاد ماندنی و پرمعنی که منعکس کننده ماهیت سازمان است بنویسید و آن را هرجا که می توانید به مشتریانتان نشان دهید.

        checked  الگوهای استاندارد بسازید. از رنگ ها و لوگوی یکسان استفاده کنید. کاری کنید که تمام بخش های محصول بیانگر ارزشی واحد یا مجوعه ای واحد از ارزش ها باشد. نیازی به تجمل نیست، سعی کنید یکپارچه و نامتناقض باشید.

        checked به برندتان وفادار باشید. اگر به قول و قراری که با مشتریان گذاشته اید پایبند نباشید، مشتریان نه به شما باز می گردند و نه دیگران را به شما ارجاع می دهند.

        checked ثابت قدم، یکپارچه و نامتناقض باشید. این مورد مهم ترین نکته ای است که می بایست رعایت کنید چرا که همه موارد بالا را در بر می گیرد. اگر از این موضوع به سادگی بگذرید تلاش هایتان برای برندسازی  با شکست مواجه خواهند شد.

[تعداد: 5    میانگین: 4/5]

لطفا هنگام بازنشر این مطالب منبع آن را ذکر کنید.

hyperlink